Slide

صدای سخن عشق

محمد مختاری  صدای سخن عشق شعر و عشق پیوسته شاهد هم بوده‌اند، و معنای حضور آدمی. و شاعرانی که عاشق‌تر زیسته‌اند، حضور فراگیرتر و بی‌واسطه‌تری از آدمی را دریافته‌اند. عشق تبلور نهایی رابطه‌ی بی‌واسطه میان انسان با انسان است. و رابطه‌ی بی‌واسطه...

بیشتر...

دو شعر از ویتسلاو نزوال

ترجمه محمد مختاری ماه فراز پراگ آراینده۱ اندودش را می‌آمیزد چراغ نفتی روشن کرده است بر سر نردبان دو سویه ماه است این. می‌جنبد چون بندبازی هر جا که پدیدار می‌شود هراس بر می‌انگیزد. قهوه‌ی سیاه را سپید می‌کند. جوهر بدلی پیشکش چشمِ زنان می‌آورد. اتاق‌های خواب را...

بیشتر...

چهار شعر از محمد مختاری

رؤیا رؤیا گشایش کلمه ‌ست. بند آمد زبان اتاق از خوابی آشفته        ماه در محاق است سیب شکسته‌ای به هوا می‌اندازم و پشت پنجره   تخم شکسته‌ای کف ایوان برق می‌زند منقار بی‌قرارش را در تاریکی فرو می‌برد کبوتر چاهی حجم اتاق‌ها هم‌واره کوچک می‌شود کوچک‌تر پرهیز...

بیشتر...